دستت را به من بده

تا خاطرات دور و قدیمی را چون داستان تیره ی کوتاهی در شب

سر برده زیر بالش دستانت  

آنسان که باز گو نشود هیچ چیز هیچوقت

برگردم و بگویم و بعد....تمام