به عشق خو کرد پرنده ی کوچولو

وفکرکرد چه کوتاهند

آنانکه فکر می کنند پرنده ی دستی،  پرواز را از خاطر برده ست.

و عشق ، عشق

نوازشگر دستی بود بی دریغ

بیشتر از مفهوم های "بیست تا شد ِ" بوسه های پدربزرگ.

پس از بیست تا هزار

تکرار شد پرنده ی دستی

در بوسه های مکرر

وقتی به انتخاب

 ماندن را به گریختن ترجیح داده بود .

ماندن را

به گریختن

ترجیح داده بود .