56 سحر
تن داده ی هوسی ست بی هراس
سحر .
سهراب قصه های قدیمی ست، بر دست برده ی رستم
ساحره ایست سحر شده، ریخته گیسویش بر آب
مانده ماییم در شب
دلبسته ی فرشتگان ِ قرطی صم بکم .
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 21:21 توسط ساره
|
اشعار این وبلاگ دارای شناسنامه می باشند