وقتی که جنگ و مرگ
ایستاده روبرویت چشم در چشم
ترسیده تو
می بینی تشخیص دوست از دشمن چقدر سخت شده ؟
خون
ریخته
و شهید
به نام شهید در خاک است
من ایستاده و خاک مرده تازه آب پاشیده و خون هنوز گرم به خاک
مانده ام این وسط که دست خونی برادر روبرو را
ببوسم
یا ببُرم ؟
......
چشم هایش دوخته به دور، در بغلم
اسمائیل
گوسفند قربانی
+ نوشته شده توسط ساره در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 و ساعت
10:29 |

