شب تا شب
آرزوهایم را در کنار بسترت باز می گویم
صبح تا صبح
گلهای شمعدانی لب حوض
و چشم ماهی هایی که از حوض بیرون افتادند
مثل خون تو بر انگشتان مرتعش من
خشک می شوند
....
به بالهای چیده ی مرغ عشق های همسایه نگاه نکن
من و تو
هنوز پرواز یادمان هست
+ نوشته شده توسط ساره در جمعه بیست و نهم خرداد 1388 و ساعت
7:23 |

